از آن زمانی ک عاشق شدم فهمیدم عشق راهی است یکطرفه یا دران سرگردانی و حسرت رسیدن تمام وجودت را فرا میگیرد و حتی اگ کل دنیا بگویند ن باز تلاش میکنی و امید آنکه میتوان رسید زندگی ات را فرا میگیرد و یا رسیده ای و ترس از دست دادنش دنیایت را بهم میریزد تا انجا ک هرکاری میکنی برای حفظش ولی چ فایده ک در انتهای همه چیز مرگ است و فراموشی. اما همان لحظاتی ک در حسرت و ترس میگذرد فارق از تمام سختیهایش وجود "او" انگیزه ایست در زندگی ک تورا سرپا نگه میدارد و این احساس خوش نامش خوشبختی است..
عشق از آنجایی تلخ و عذاب آور میشود که میفهمی در یک رابطه یکطرفه هستی که هرچقدر عشقت را ثابت میکنی و برای داشتنش تلاش میکنی او گریزان تر میشود و تو هر بار خورد میشوی و خورد میشوی و او هر بار تورا پس میزند و دیگر چیزی برایت نمیماند جز ذلت و احساس بی لیاقت بودن. درین شرایط همه چیز را باخته ای حتی خودت را و دیگر هیچ نداری و مرگ تنها راه حل موجود در برابر ذلت بی پایان است
امروز که با تمام وجود سعی در رسیدن دارم میدانم که رسیدن انتهای هیچ چیز نیس و تازه شروعی است که باید همراه با تلاش و کوشش برای برپایی یک زندگیه با نشاط و ارامشبخش باشد و درین راه زجر بسیار باید کشید اما در خلوتم و در خیالو رویایم لحظاتی را تصور میکنم که در اوج خستگی و آشفتگی وجود ما در کنار هم فارق از هرگونه لذت شاهانه ای بلکه با نگاهی و کلامی روح تازه ای ببخشد بر جسم های بی جانمان..
با آنکه سنی ندارم و هنوز برای بدست اوردن تجربه بسیار جوانم میدانم که درین دنیا اگر نتیجه میخواهی و اگر قرار باشد به چیزی برسی تنها راهش تلاش است. تلاش امید زندگی را در انسان تازه میکند و به ادم ها میفهماند که این دنیا چقدر بی معنی است اگر سختی نکشیم , و چقدر بی ارزش است اگر قدر داشته هایمان را ندانیم. ما عادت کردیم هرچه را خواستیم به ما بدهند و اگر ندادند شکایت کنیم از خدای بی رحم و بی معرفتی که مارا از هم جدا کرد و خود نشسته ایم در انتظار معجزه ای که زندگی مارا دگرگون کند در حالی که مدت هاست معجزه در قلب ما رخ داده و نامش عشق است
عشق بزرگترین معجزه است. عشق هدیه ایست از جانب خداوند بزرگ و مهربانی که خود عاشق بندگانش است و این صفت زیبا را به ما نیز عطا کرده تا از قدرتش استفاده کنیم . عشق وسیله ای است که به ما داده شده تا ازان استفاده کنیم و مانند هر وسیله ی دیگری میتوان آن را در جهت رشد و کمال قرار داد و یا به واسطه اش افسرده شد و نا امید. انتخابش با ماست اما اگر بدرستی ازین معجزه استفاده کنیم با قدرتی که به ما میدهد میتوانیم به هر چیزی که میخواهیم برسیم چرا که در دنیا هیچ نیرویی بالاتر از نیروی عشق نیست.
و در انتها خداوند را شاکرم که من را لایق این معجزه دانسته و تمام تلاشم را میکنم تا از آن درست استفاده کنم و به خوشبختی و کمال برسم و میدانم هرچقدر راهم سخت و طاقت فرسا باشد باز هم انگیزه ای در من زنده است که مرا حرکت میدهد به جلو و امید دارم آنکسی که برایش ساعت ها وقت میگذارم و مینویسم با دیدن کلامم که از عشق سرچشمه میگیرد تاثیری گیرد و انرژی منفی را از خود دور کند و مانند من به آینده ای که در پیش رو داریم بیاندیشد
موفق باشی
یا علی...
برچسب:
نویسنده: الینا رحیمی