خرید بک لینک
کلیشه کلیشه کلیشه کلیشهاز تمام کلیشه های دنیا تنفر پیدا کردم عاشق شدن فارق شدن انتقام خشم مهربونی و هر احساس دیگری انگار ادمها تکراری شدن مثل یه فایل کامپیوتری کپی میشن و دقیقا مثل هم زندگی میکنن دیگه برام جزئیات زندگی مهم نیس تفاوت ها مهم نیس هرکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:32

دیگه نمیخواستم چیزی بنویسم دیگه تحمل نوشتن رو برای مخاطبی که دیگه ندارمش رو نداشتم ضعیف ترو دل شکسته ترو افسرده تر از اونی هستم که بخوام مثل قدیما فکر کنم حرف بزنم بنویسم برنامه ریزی کنم ارزو کنم و حتی چیزی رو بخوام بدست بیارم و تلاش کنم اما خاطرات خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:32

شاید سخت ترین و تلخ ترین دل نوشته ام همین متن باشد چون این بار میخواهم دست از وانمود کردن بردارم و قبول کنم مشکلاتی که بین من و تو هست عمیق تر و پیچیده تر از این حرفاست که بتوانیم دنیایی که زمانی در تلاش برای ساختنش بودیم را پس بگیریم و حرمت ها آنقدرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:32

در وصف دلنوشته و اما آنروز،آن پارك،آن باران آن نيمكت و آن اهنگ و آن مرد كه در كنجي ارام خفته بود..همه وهمه به خاطرات پيوستند...خاطراتي خوش ...و شايدهم ناخوش وما شايد هرزگاهي با ديدن پاركي،باراني،نيمكت خيسي،اهنگي عاشقانه و يا مردي ك دور از هياهوها و رفت و امد ها و نگاه هاي حقارت اميز ما در گوشه اي وبه دور از چشم ها ارام به خواب رفته بود به ياد هم بيوفتيمبه ياد باهم بودن هايمان، بچگي هايمان و ادعاي بزرگ بودنمان به ياد خنده هايمان و گريه هايمان خنده هاي تلخ و گريه هاي شيرين...به ياد كنارهم قدم زدن هايمان ب ياد حرف ها بحث ها دعوا ها قهركردن ها و اشتي كردن هايمان ودلقك بازي دراوردن هايمان...ب ياد چاي نبات داغ در آن گرماي سوزان تابستان و پسربچه اي همراه پدربزرگش كه با لبخند از كنارمان گذشت...و اما ادم ها انقد زود عوض ميشوند ك فرصت نميشود ببيني چند دقيقه بين دوستي ها تا دشمني ها فاصله افتاده....همه اين ها در ذهنم هك شده اند لحظه ب لحظه و هيچ كدام را فراموش نخواهم كرد تورا هم فراموش نميكنم...بلكه ب نديدنت عادت ميكنم...و از كيلومترها آن طرف تر صدايت را ميشنوم خنده هايت را لمس ميكنم و دل نگراني هايت را ميفهمم ...هنوز احساساتم سرجايش است واضطراب نديدنت را در چشمان بي قرارم خواهي ديد و حسرت رفتنت را از سكوت نگاهم خواهي ديد و اتش نگاهت ديدگانم را خواهد سوزاند و اشك مرهمي نيست بر اتش دل.... +ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:38

در وصف دلنوشته و اما آنروز،آن پارك،آن باران آن نيمكت و آن اهنگ و آن مرد كه در كنجي ارام خفته بود..همه وهمه به خاطرات پيوستند...خاطراتي خوش ...و شايدهم ناخوش وما شايد هرزگاهي با ديدن پاركي،باراني،نيمكت خيسي،اهنادامه مطلب

برچسب: دلنوشته, نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

عاشقانه درد من نه تنهایی است و نه گذشته و خاطره هایش و نه انسان هایی ک میاینددر زندگی ها رد پایی جا میگذارند و میروند درد من از اینده است اینده ای که ان را با خوشبینی در ذهنم میگنجانم تا شاید تحملش برایم اسان شادامه مطلب

برچسب: عاشقانه, نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

بسم الله ارحمن الرحیم خداوندا ای خدای رحمان ای خدایی که همه چیز از توست به من صبر بده در برابر مشکلات و سختی های زندگی و کمکم کن تا از پس مشکلات بربیام ای مهربانترین مهربانان لحظه ای مرا به تنهایی و بی کسی خود وا مگذار چرا که تو تنها یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

شهادت خداوندا شکر میگویم تورا بخاطر رزق و روزی ک ب بندگانت عطا کردی . خداوندا چقد زمینت را وسیع و زیبا گردانیدی امروز ک ب فضل تو و یاری بنده های خاص و معصومت و مرام پدرم راه افتادیم ب سمت سنگین ترین سرزمین در جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

خواستی تا دوباره دست ب قلم برم دست بر قلمی ک همیشه خروجی احساساتم بوده. احساساتی ک حالا لگد مال شده احساساتی ک بی ارزش شده در برابر مادیات دنیایی ک برنده اش عاشق نیس ، عاقل است ؛ مرام نیست ، پول است ؛ انسان نیس , گرگ است ؛ دلبری نیس , تصاحب استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

خداوندا مسئول همه چیز تویی خود دنیایی را ب وجود اوردی خودت اداره اش میکنی خودت تصمیم میگیری خودت اجرا میکنی خودت مسئولیت پذیر ترینی و خودت مسئولیت اعمالمان را به عهده خودمان گذاشته ای تا بسنجی انسانیت مارا بر اساس آن ؛ مارا یاری کن تا هر عملی ک ادامه مطلب

برچسب: مسئولیت, نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

شاید سخت باشه باور کردن اونم در روزگاری ک همچیز جعلی و ساختگیه و همه پشت ماسک هایی از جنس گوشت و پوست قایم شدن تا محتویاتی ک توی مغز پلیدشونه رو قایم کنن و فقط وانمود کنن که خوشحالن، ناراحتن، عاشقن یا متنفر. زمانه ای ک عشق، احساس، خوشبختی، خنده ادامه مطلب

برچسب: خاکستری, نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

قدم قدم با یه علم ایشالا اربعین میام سمت حرم..با مدده شاه کرم ایشالا اربعین میام سمت حرم... امروز حسرت و بغضی دارم بی پایان جا ماندم از قافله عشق و هر لحظه به یاد پارسالم که مثل امروز رسیدم به کربلا و چقدر دلم تنگ شده برای لمس آن لحظات شیریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 20:16

صفحه بندی